ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

89

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

تعارف بجاى آورده ، مذكور مىنمود كه در اوقات آمدن شما به پتربورغ من در انجام امورات شما بسيار خواهم كوشيد . از اين مقوله قدرى صحبت داشته به منزل خود رفت . صاحبى ايلچى اراده داشتند كه به وصيت سردار تفليس عمل كرده خواهر او را ديدن كرده باشند . بساناويچ مهماندار ، مذكور نمود كه در عرض راه پاره‌اى مكان‌ها و چيزهاى غريبه هست كه اگر ميل باشد ديده باشيد « 1 » . صاحبى ايلچى قبول نموده ، گاريت مخصوص خواسته ، با مهمانداران و همراهان سوار گرديده ، روانه شدند . در عرض راه خانه‌هاى عالى و مكان‌هاى مرتفع بسيار به نظر آمد كه سوخته شده بود . به قلعه‌اى رسيديم قدرى آن را خراب كرده بودند . وسعت تمام داشت و اگر آباد بود مكان مستحكمى مىباشد . از آنجا گذشته به محلى و مكانى رفتيم كه اسلحه و اسباب قديم آنچه داشتند در آنجا گذاشته بودند . به ورود آنجا ملاحظه شد كه از هر مقوله اسلحه و هر اسبابى كه به رسم هديه و تحفه ، پادشاهان سابق ، به پادشاهان روسيه داده‌اند ، آورده در اين مكان گذاشته‌اند . از جمله چندين تاج پادشاهى به تركيب كلاه كيانى و قسم ديگر بود ، كه از طلا ساخته مكلل به جواهر كرده بودند . دو تاج آن هر يك ياقوت درشتى بالاى آن بود ، كه خوب مىنمود . و اسلحه و يراق از مقولهء شمشير ، و كارد ، و توپز ، و قداره ، و كلاه‌خود ، و قلچاق ، و چهار آينه و غيره به اقسام مختلف و تركيبات غريبهء قديم در آنجا ملاحظه شد . بعضى طلا ؛ بعضى مطلا ، بعضى مكلل ، برخى غير مكلل . مذكور مىنمودند . كه چند چيز از مقولهء توپز و شمشير ، و قدرى اسباب ديگر از جانب شاه عباس به رسم هديه به اينجا آمده ، و باقى از ساير پادشاهان صفويه و روم و بعضى فرنگان مىباشد ، كه به مرور ايام در اينجا آورده‌اند . بسيارى اسباب زرين و يراق طلا مرصع به‌طريق عثمانلو نيز در آنجا ملاحظه شد . چندين صندلى به تركيب صندلىهاى شاهانهء ايران در اينجا ملاحظه شد . از جمله دو عدد آن طلا و مكلل بود ، به اقسام سنگ‌ها . مذكور مىكردند كه از دولت شاه عباس است و چند عدد عصا بود مىگفتند يكى از مال نادر شاه است . در سرهاى آنها زمردهاى بسيار درشت آويخته بودند ، و مكلل بود . ظروف « 2 » بسيار از اسباب كارخانه و مجلس پادشاهان به طريق آيين رومى و فرنگى ، از مقولهء مجموعه و قاب و صحن « 3 » و بشقاب‌هاى بزرگ از طلا و نقره و مطلا در آنجا بسيار بود كه مىگفتند از مال مجالس و كارخانجات پادشاهان قديم است كه به اينجا آورده‌اند . اسباب چينى و بلور و بارفطن از چيزهاى قديم بسيار بود ، و همچنين رخوت و بيدق‌هاى عجيب و غريب و پارهء اسباب ديگر كه مصرف آن معلوم نبود ، در آنجا بسيار بود كه به مرور ايام جمع آورده در آنجا گذارده‌اند . غرض « 4 » از گذاشتن اين اسباب و اين اساس در مسقو اين است كه چون مسقو پايتخت قديم روس است و حال هم هر وقت پادشاه تغيير بهم مىرساند ، در مسقو ميروند و در آنجا رفته تاج شاهى بسر گذاشته از آنجا بجاى ديگر ميروند . در حين آمدن ناپليان به مسقو مجموع اين اسباب را برده در جائى ضبط كرده بودند ، و بعد باز مجدد ، آورده به همين

--> ( 1 ) - متن : ديده باشد ( 2 ) - متن : و ظروف ( 3 ) - صحن قدح ، فرهنگ عميد ( 4 ) - متن : و غرض